چرا فیزیک؟!

هربار وقتی به یک غریبه میگم که فیزیک میخونم اولین واکنش هایی که میبینم اینه:  "وای خیلی سخته!"، "اوف چه مخی داری!"، "چه حوصله ای داریا!"، "من از دبیرستان از فیزیک بدم میومد!" و ...

اما به ندرت ازم میپرسن که "چرا فیزیک؟!" و من در این نوشته میخوام بگم چه چیز علم فیزیک رو خاص میکنه و ارزش اینکه عمرت رو به پاش بذاری داره.

در ادامه، گرایش های مختلف فیزیک و شغل های مرتبط رو برای دانش آموزان میگم شاید عده کمی علاقه مند شدند تا فیزیک رو به طور جدی دنبال کنند.

از بچگی خیلی کنجکاو یا حتی فضول بودم. دلم میخواست علت همه ی پدیده های طبیعی رو بدونم. به قول شاعر "چرا خورشید میتابه؟! چرا میچرخه زمین؟! ...!".

معمولا پدر و مادرها حوصله ی توضیح دادن ندارن، اما پدر و مادر من سعی کردن تا اونجایی که دانش خودشون قد میداد برای من پدیده های مختلف رو توضیح بدن.

اما خیلی از توضحاتشون برای من به اندازه کافی قانع کننده نبود. دلم میخواست چرایی و چگونگی پدیده هارو به طور بنیادی بدونم...

از بین علوم تجربی، فیزیک اساسی ترین و بنیادی ترین علمه. فیزیک با استفاده از دقیق ترین زبان موجود (ریاضیات) طبیعت رو توصیف میکنه و پدیده هارو با ریزترین جزئیات توصیف میکنه. در واقع حتی میشه گفت شیمی و زیست شناسی چیزی نیستن جز فیزیک کاربردی! تو هر کاری و تو هر زمینه ی علمی که به سوال برسی اگه بخوای به پاسخ دقیق برسی اخر مجبور میشی بیای سراغ فیزیک!

شیمی در مورد ترکیبات در سطح اتمی و مولکولی بحث میکنه، که اساس اون مکانیک کوانتومی در فیزیکه!

زیست شناسی در مورد ارگانیسم ها و سلول ها بحث میکنه که در نهایت میرسه به زنجیره DNA و بقیه مواد آلی که باز به اتم ها و مولکول ها و همون شیمی و فیزیک ختم میشه!

-"باشه فیزیک خیلی خوبه. اما چه نیازی هست که بخونی؟"

اگر برای دونستن اینکه "چوب چطور میسوزه؟"، "ستاره ها چطوری نور میدن؟"، "چرا ماه نمیوفته رو زمین؟"، "چرا سیب میوفته رو زمین؟"، "جهان چجوری به وجود اومده و از چی تشکیل شده؟"، "عمر جهان چقدره؟" و اینجور سوالا کنجکاوی ندارید بهتره خودتون رو یه مرده متحرک بدونید! چون تمام موجودات زنده از لحظه شکل گیری حیات شروع به آزمایش و مشاهده طبیعت میکنن تا جواب سوالاشون رو پیدا کنن!

اینکه پرنده چطور راهش رو پیدا میکنه مستلزم آشنایی با الکترومغناطیسه! اینکه خفاش چطور تو تاریکی میبینه مستلزم آشنایی با امواج و اکوستیکه!

فیزیک تنها به توضیح چگونگی پدیده ها خلاصه نمیشه، بلکه قدرت پیش بینی کنندگیش باعث میشه بتونی وسایل جدید بسازی و نظریه های جدید بدی.

خلاصه در وصف خوبی های فیزیک میشه یه کتاب نوشت!

گرایش های فیزیک

فیزیک ذرات بنیادی و میدان ها: قدیما فکر میکردن هر ماده ای رو هی پشت سر هم نصف کنی اخر سر میرسی به "اتم" که قابل تقسیم نیست. اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 معلوم شد اتم از الکترون و هسته تشکیل شده. بعدا معلوم شد هسته هم از پروتون و نوترون تشکیل شده... چیزی که الان فهمیدیم اینه که پروتون و نوترون هم از ذرات کوچکتری تشکیل شدن به اسم "کوارک". بررسی ویژگی ها و برهمکنش های همه ی این ذرات بنیادی و نوع برهمکنش بین اونها تو گرایش ذرات بنیادی بررسی میشه.

فیزیک هسته ای: اگه فقط به پروتون و نوترون بسنده کنیم و ویژگی ها و برهمکنش های اونها رو بررسی کنیم میرسیم به گرایش هسته ای. از کیمیاگری(تبدیل عناصر به یکدیگر) تا انرژی هسته ای و بمب هسته ای و کاربردهای تشعشعات تو این گرایش بررسی میشه.

فیزیک اتمی و مولکولی: تو این گرایش رفتار اتم ها و مولکول ها و برهمکنش های اونها بررسی میشه. "لیزر چطور کار میکنه؟" "ادوات اپتیکی چطور کار میکنن؟" و ... جزو سوالات مربوط به این گرایشه.

فیزیک ماده چگال(حالت جامد): تو این گرایش رفتار اتم ها و مولکول هارو به طور جمعی بررسی میکنیم. الگوهای کنارهم قرار گرفتن اتم ها و مولکول ها در کریستال ها و تاثیر این قرارگیری ها روی خواص کریستال ها موضوع اصلی این گرایشه.

نجوم و اخترفیزیک: بررسی ستاره ها، سیارات، کهکشانها و غیره به طور جزئی و نسبتا موضعی(در مقابل کیهانشناسی)

کیهانشناسی و گرانش: بررسی کل عالم، فضا-زمان، نحوه توزیع جرم، چگونگی پیداش و تحول عالم، سیاهچاله ها، کرم چاله ها و ... تو این گرایش بررسی میشه.

فیزیک پلاسما: بررسی خواص مواد پلاسما(حالت چهارم ماده) و کاربردهای آن تو این گرایش بررسی میشه.

اپتیک و فوتونیک: این گرایش به برهمکنش های فوتون ها(ذرات نور) با بلورها و محیط های مختلف میپردازه و به دنبال اون کاربردهای فوتون در مدارها(در مشابهت با الکترونیک که از کاربرد الکترون در مدارها استفاده میشه).

بیوفیزیک: همونطور که از اسمش معلومه بررسی ارگانیسم ها با استفاده از علم فیزیک، مثلا رفتار امواج و اکوستیک در شنوایی، اپتیک در بینایی، الکترومغناطیس در امواج مغزی و ...

و ...

فیزیک رو نمیشه اینقدر دقیق مرزبندی کرد، و قطعا در همه ی این رشته ها یه سری ابزارها و نظریاتی وجود داره که همه گرایش هارو به هم مربوط میکنه. مثل مکانیک کوانتومی که تقریبا برای همه گرایش های فیزیک ضروریه.

-"وضعیت کار چطوره؟"

برای پاسخ به این سوال ابتدا باید چند موضوع معلوم باشد:

-تا چه مقطعی قصد تحصیل فیزیک دارید؟

-تو کدوم گرایش قصد تحصیل دارید؟

-قصد دارید در ایران بمونید؟ و یا میخواهید خارج از کشور مشغول به کار شوید؟

همه ی این عوامل دست به دست هم میدن تا فیزیک برای یه نفر یه شغل پردرآمد باشه و برای یه نفر دیگه یه مدرک بی مصرف!

مثلا اگه کسی قصد داره فقط تا کارشناسی فیزیک بخونه و بعدش دنبال کار میگرده -اونم کار تو ایران!- قطعا باید بره دستفروشی کنه و یا راننده تاکسی بشه! چون بسیاری از دکترا های فیزیک تو ایران بیکارن و به کارشناسی فیزیک کار مهمی سپرده نمیشه.

از طرفی گرایشتون تا حدودی تعیین کننده است... مثلا گرایش هایی که بیشتر  کاربردی هستن و استفاده های عملی و مهندسی دارند قطعا بازارکار بهتری دارن مثل حالت جامد، هسته ای، اتمی و مولکولی، پلاسما

و رشته های بیشتر نظری مثل کیهانشناسی و ذرات بنیادی کار کمتری پیدا میکنند (به خصوص تو کشورهای درحال توسعه مثل ایران!)

مشاغلی که یک دانش آموخته فیزیک میتواند انجام دهد شامل یکی از دسته های زیر است:

-کارهای صنعتی، مثل کار کردن در شرکت های مختلف به عنوان کارشناس فنی

-کارهای تدریسی، مثل تدریس در مدارس و یا تدریس خصوصی

-کارهای آکادمیک، مثل تدریس در دانشگاه (در کنار کارهای پژوهشی)

-کار های پژوهشی، مثل کار کردن در مراکز تحقیقاتی

و در مورد کشور محل کار هم باید گفت قطعا در خارج از کشور کار و موقعیت تحقیقاتی بسیار بسیار فراوانتر از ایرانه. در واقع در کشورهای توسعه یافته دانش آموختگان علوم پایه از مشاغل پردرآمدی برخوردار هستن.

ولی در نهایت تمام اینها بستگی به میزان زرنگی و تلاش شما دارد. در همین ایران هم میتوان درامد زیادی از فیزیک داشت، اما باید جزو برترین های گرایش خودتان باشید. اما اگر تلاش و سواد کافی نداشته باشید در خارج از کشور موفق نخواهید شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *